در ابتدای سال جاری تحصيلی رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان در خلال مباحث مطرح شده رهنمودهای مهمی را بيان فرمودند بدين مضمون که (همانطور که دانشگاه نخبه علمی پرورش می دهد، بايد نخبه سياسی هم بپروراند) . نخبه علمی شدن دانشجو به سعی و تلاش او همراه با برنامه ريزی آموزشی و اينکه چه مقدار دانشگاه محيط علمی را فراهم می کند بر می گردد، ولی در نخبه سياسی شدن علاوه بر تلاش خود او و محيط دانشگاه (با شرايط خاص موجود در آن) بايد جامعه و نهادهای سياسی در آن هم با تنوع و تکثری که وجود دارد به آن اضافه نمود، هرچند نوع نگاه حکومت به موضوعات مهمی نظير احزاب و آزادی بيان تاثيری شگرف بر رشد جريانات انسان ساز سياسی دارد.
با توجه به اينکه اکثر دوستان دانشجو می باشند و ناگزير از ورود به مباحث سياسی و ثانيا چون که بی تفاوتی نسبت به سياست در ديانت ما پذيرفتنی نيست لذا سعی می شود تا بابی در اين خصوص باز شود ومسائل مربوط به آن سلسله وار مطرح گرددکه اميدوارم اين مباحث يکجانبه نباشد وساير عزيزان هم در آن شرکت نمايند.
در ضمن بحث هايی که در خصوص نخبه سياسی می تواند مطرح باشد و بايد بين علم سياست، سياسی کاری و سياستمداری تفاوت قائل شد. يکی از اصول اوليه وارد شدن به سياست ، داشتن قدرت تحليل درست و واقع بينانه نسبت به امور است. ما ابتدائا بايد بدانيم که هر کس در نوع خود علم دارد ، يعنی همه انسانها 1- مشاهده می کنند 2-سعی می کنند ميان آن چيزهايی که مشاهده می کنند ارتباطی بيابند 3- درباره جهان توضيحات و پيش بينی هايی ارائه کنند. شهيد مطهری (ره) می فرمايد همه انسانها دارای جهان بينی هستند و اين جهان بينی مارکسيسم حاصل همين مشاهدات و مطالعات واخبار اوست لذا بايد اين اطلاعات و اخبار اولا صحيح بدست او برسد و ثانيا با چيدن منظم آنها کنار هم به يک نتيجه منطقی منجر شود.
هربيننده تلويزيوني يا خواننده ی روزنامه، پيوسته واقعيتهای جديدی از عالم سياست دريافت می کند. افراد می بايد رفتار رهبران و پيروان سياسی هر گروه اجتماعی و انسانی را، در زمانها و دفعات بسيار ، به دقت و بدون تعصب مشاهده کنند. وقتی خودتان پديده ها و امور عينی را مشاهده کنيد ودر عين حال، الگوهای رفتاری معينی را تشخيص دهيد، آن گاه سعی خواهيد کرد علت برخی از رفتارها را توضيح دهيد و دريابيد که چرا مردم اين گونه رفتار می کنند، رفتار شخصيتها و احزاب سياسی در وضع قوانينی خلاصه می شود که ديگران موظف به اطاعت از آن هستند، چه افرادی آنها را وضع می کنند، چه کسانی اطاعت می کنند، چه کسانی اطاعت نمی کنند، آيا قوانين تغيير می کنند، چه کسانی آنها را تغيير می دهند، قوانين وضع شده چه تاثيری بر جامعه و حال مردم دارد، آيا برنامه های تبليغاتی و شعارهای زمان انتخابات در عملکرد آنها بطور وضوح مشاهده می شود يا شعارها و تبليغات فقط وسيله ای برای بالا رفتن از نردبان قدرت بوده است.
برای اينکه بتوانيم يک مدل رفتاری بسازيم و گروههای مختلف رادرآن قرار دهيم بايد يک سری مفروضات داشته باشيم:
1-هدف: در همه رفتارهای انسانی هدف نهفته است (مقاصد، نيات، خواسته ها ، آرزوها، معانی ) اهداف می تواند انجام دادن کاری، ترغيب به انجام دادن کاری، باز داشتن از انجام عملی يا اميد به انجام ندادن آن باشد.
2-فرديت: انسانها خواسته هاي گوناگون دارند، حتی يک فرد خواسته های گوناگون می تواند داشته باشد، مثلا يک نفر دوست دارد به سفر برود در حالي که تا دو روز پيش فقط می خواسته شعر بگويد.
3-اجتماعی بودن: انسانها خواسته های مشابه دارند! به اين دليل که گاهی خواسته های آنها بطور اتفاقی شبيه هم است، در مواردی از يکديگر تقليد میکنند، از هم الگو برداری می کنند و گاهی همه از يک شخص يا ايده پيروی می کنند.
4- قياس پذيری: انسانها را در بسياری موارد می توان به گروههای مختلف تقسيم نموده و آنها را با يکديگر مورد مقايسه قرار داد (افراد، گروهها و ايده ها قابليت مقايسه شدن را دارند.)
5-ارزشها: افراد دانسته يا ندانسته، بنا بر سليقه و رفتارهای سنتی خود دسته ای از چيزها را که به نظرشان با ارزش است تاييد و دسته ای ديگر را که بی ارزش است نفی می کنند، اين ارزشها ماحصل تربيت او، زمان صرف شده و پول و کوشش اوست و يک نوع سرمايه است لذا بايد از آن دفاع شود و اگر به ارزشهای فردی بی حرمتی شود سريع شاهد موضع گيری وی خواهيم بود. تغيير ارزشها برای انسانها دشوار است، تعصب درحفظ ارزشها موج می زند و قبول اشتباه در نگرش يک فرد بر ارزش او بسيار سخت است چنانکه شاهد جنگهای بسياری در طول تاريخ بوده ايم که ريشه آنرا همين تعصبات بر ارزشها تشکيل داده است.
6- انرژی انسانی: در بهترين شرايط هر انسانی يا گروهی يا نظام سياسی دارای مقدار محدودی انرژی است، بخشی از انرژی در فعاليتهای روزمره به هدر می رود و بخش کمی از آن باقی می ماند که صرف فعاليتهای مهم و امور جدی شود، حتی زمانی که سعی می شود مردم به يک نظام سياسی انرژی قرض بدهند، اين انرژی محدود است. از آنجا که تصميم های سياسی به انرژی برای اجرا شدن نياز دارندلذا قابليت اجرای اين تصميمات و تعداد آنها به انرژی موجود در آنها بستگی دارد، انرژی کسانی که استقامت بيشتری در راه آرمانها از خود نشان می دهندمی تواند با برنامه ريزی صحيح به جذب انرژی از ساير افراد جامعه پرداخته و توان خود را بصورت تصاعدی افزايش دهد. (ادامه در شماره بعد)