سخن نوراني حضرت رسول که فرمود: « من اصبح ولايتهم بامور المسلمين فليس بمسلم » اهتمام به شوون مسلمانها را بر هر مسلماني تا آن حد فرض و حتمي دانسته که ترک آن را ملازم و مرادف با مسلمان نبودن مي داند. مسلمانهاي بي درد و بي اطلاع از وضعيت برادران و خواهران مسلمان خود و آلام و مصائب آنان صرفا نامشان مسلمان است؛ هرچند به وظايف خرده خود عمل مي کنند، اما در حقيقت عضو زنده و موثري از امت اسلام محسوب نمي شوند.
البته اين بي اطلاعي خود يک مصيبت و يک فاجعه است، اما مهم تر از آن اين است که غالب مسلمانان از وجود چنين فريضه ي الهي در شريعت اسلام بي خبرند، تا براي خود احساس مسئوليت کنند. مسلما اهتمام به امور مسلمين هدف عمده اش و يا به تعبير بهتر، روشنترين مصاديقش همانا نصرت و ياري رساندن و رفع محروميت ها، ظلم ها و ستم ها ، فقرها و مرض ها و زدودن زنگار کمبود ها از مسلمانان است. حال اين دو امر يعني اهتمام به امور مسلمين و ياري رساندن به آنا متوقف بر امر سومي است و آن شناسايي و معرفت مسلمان ها و اطلاع کامل از وضعيت آنان است. ما چطور مي توانيم به درد دل مسلمانها برسيم و به امور آنها اهتمام بورزيم در حالي که از حال ايشان، بلکه از وجود آنان و جا و مکان و منطقه ي جغرافيايي ايشان بي خبريم؟ آري، اطلاع از وضعيت مسلمانها يک وظيفه است که از خانواده ، همسايه ، همشهري ، هم وطن و هم کيش آغاز مي شود تا برسد به ملتها و کشورها و مذاهب ديگر اسلامي.اطلاع از مذاهب ديگر اين نتيجه را در بر دارد که بسياري از بد بين هاي موجود در ميان مسلمانان را از ميان مي برد، کما اين که اطلاع از محروميت ها و ناکامي ها و ستم هاي وارد بر ملت هاي اسلامي، عواطف مسلمانان را به سود برادران و خواهران مسلمان خويش بر مي انگيزد وآنان را به فکر کمک رساني به آنان مي اندازد. يکي از منتها دست آورد هاي انقلاب اسلامي ايران، همدردي با ملت هاي اسلامي است. تظاهرات سالانه ي روز قدس و برگزاري کنفرانس هايي از قبيل کنفرانس دفاع از انتفاضه فلسطين در همين مقوله مي گنجد؛ به همين خاطر بنيانگزار جمهوري اسلامي ايران و نيز رهبر انقلاب و دولتمردان جمهوري اسلامي به اين مسئله ( يعني حوادث جهان اسلام و قرار دادن مردم در جريان آن حوادث و همدردي با مسلمانان جهان ) بسيار اهميت داده و مي دهند.
اما دسته دوم، يعني حاکمان و دولتمردان کشورهاي اسلامي، غالبا سر در آخور خويش کرده اند و به فکر جاه و جلال خود هستند. اگر دنياي اسلام را آب ببرد، آنها را هم چنان خواب مي برد.
متاسفانه بسياري از آنان از اسلام چيزي نمي دانند و براي اسلام در برنامه هاي حکومتي خود جايي را باز نکرده اند. نه تنها مردم را در جريان حوادث اسلامي نمي گذارند که عملا از نشر حوادث احساس برانگيز جلوگيري مي کنند. بسياري از دولت هاي اسلامي تحت فشار ابر قدرت آمريکا و دولت هاي استعمارگر و با استفاده از روشنفکران وابسته و مزدور و عالمان درباري و جيره خوار، مردم خود را از امر مهمي همچون اطلاع از حوادث اسلامي و اهتمام به امور مسلمين باز مي دارند و به اين غفلت عمومي کمک مي کنند. اين قماش از حکمرانان، بخصوص در وضعيت فعلي که مسلمانان جهان با الهام از انقلاب اسلامي ايران و تاثير پذيري از دم عيسوي امام، بسوي بيداري و هوشياري حرکت مي کنند، پشت درهاي بسته به چاره جويي و توطئه چيني مي نشينند.
اما در اين ميان قرآن به ما نويد مي دهد که آنان در اين تلاش ناکام خواهند ماند:
(يريدون ان يطفئوا ............................ توبه/32 )
اينک اين وظيفه مسلمانان آگاه است که از صف خود دفاع کنند و توطئه هاي صف رقيب را خنثي کنند تا پيروز گردند.